داچ علي

درباره وبلاگ
موضوعات

داچ علي

پنل مطالعه LED

يکشنبه بیستم 11 1398

پنل مطالعه LED

فروشگاه اینترنتی آریانا بهشت با ارائه محصول پنل مطالعه LED کار شما را آسان کرده است و شما با خرید اینترنتی این محصول از فروشگاه اینترنتی می توانید محصول را درب منزل دریافت و سپس مبلغ را به مامور پست بدهید.

شمابرای حمایت از ما و سهولت کار خودتان می توانید محصول را نقدی خریدی و ده درصد تخفیف خرید نقدی را بگیرید و احیانا اگر محصول موقعی به منزل شما برسدکه منزل نباشید به ادراه پست شهرتان می رود و برگشت نمی خورد.

پنل مطالعه LED

شمام دوست دارین آخر شبا کتاب بخونید ؟

یا عادت دارین آخرای شب درس بخونید ؟

مطمئنا اگر چراغ روشن کنید مزاحم خواب دیگران میشید

خب توی تاریکی هم که نمی تونید مطالعه کنید

ما برای این مشکل یه راه حل خوب داریم

پنل مطالعه LED به شما کمک میکنه به خواستتون برسید

نگران نباشید ، اصلا مزاحمتی واسه خواب دیگران نداره

ضمنا نور دهیش طوریه که به چشم آسیب نمی رسونه

حتما ازش استفاده کنید و از کتاب خوندن لذت ببرید

ابعاد: ۸. ۱۴*۶. ۱۷

دارای ۳ عدد LED

کار با ۳ باتری قلمی

سبک و قابل حمل

جلوگیری از آسیب چشم

قابلیت تنظیم نور

قیمت : ۳۵۰۰۰ تومان
پنل مطالعه LED
شاید
بعضی از شب‌ها هوس مطالعه کنید. ولی به دلیل اینکه نور چراغ اتاق باعث
آزار هم اتاقی‌هایتان می‌شود پشیمان شوید و شما هم بخوابید! اما این مشکل
هم راه حلی دارد. کافیست محصول»Light Panel را خریداری کرده و در تاریکی
هم به مطالعه خود ادامه دهید. این محصول یک صفحه غشا مانند است که
می‌تواند نور لازم برای مطالعه را به کمک ۳ عدد لامپ LED کوچک تولید کند.
اما مکانیزم جالبی که در این محصول در نظر گرفته شده حائز اهمیت است.
نوراین دستگاه به صورت مستقیم به چشم شما بر خورد نمی‌کند، بلکه به سمت
نوعی لنز بازتاب می‌شود و اشعه نور بازگشتی به صفحه مد نظر باز می‌گردد.
با در نظر گرفتن این ویژگی چشم انسان از هر گونه آسیب احتمالی ناشی از
برخورد نور در امان خواهد ماند.

کاربرد برای مطالعه در شب، استفاده دانشجویان در سفر و خوابگاه، استفاده اساتید، استفاده در شب‌های احیاء و مناسبت‌های ویژه

قیمت : ۳۵۰۰۰ تومان
پنل مطالعه LED
انتشار

قیمت : ۳۵,۰۰۰  تومان

برای خرید پنل مطالعه LED از فروشگاه اینترنتی آریانا بهشتمی توانید روی آیکون کلیک نمایید و محصول را خریداری نمایید.ضمنا خرید نقدی ۱۰ درصد تخفیف دارد. برای خرید پیامکی این محصول کافیست شماره ۶۰۸۰۱۶۵۷ را به شماره ۱۰۰۰۴۴۱۰ پیامک دهید تا با شما تماس بگیریم.
منبع : آریانا بهشت

(0) نظر

شعر در مورد فوت پدر ، دوبیتی و شعر کوتاه در مورد پدر فوت شده و پدر شهید

جمعه چهارم 11 1398

شعر در مورد فوت پدر

شعر در مورد فوت پدر ، دوبیتی و شعر کوتاه در مورد پدر فوت شده و پدر شهید

شعردر مورد فوت پدر ، دوبیتی و شعر کوتاه در مورد پدر فوت شده و پدر شهید همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد فوت پدر

پدرم در سوگ تو

دلهای ما پیوسته می گرید

سراپا همچو شمعی بی فروغ

آهسته می گرید

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد فوت پدربزرگ

آتش هجران تو همچون سپندم می کند

پر ز ناله همچو نی بند بندم می کند

داغ سنگینی که بر دل دارم از هجران تو

تا قیامت بر غم تو پای بندم می کند

شعر در مورد فوت پدر و مادر

رفت تا نامش

از گرد زمین پاک بماند

آسمانی تر از آن بود

که در خاک بماند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد فوت پدر برای سنگ قبر

ای پدر رفتی و یاد تو نرفت

دل برفت، شادی برفت، امید رفت

حال در سوک تو بنشسته ایم

زنده ایم اما ز دل بشکسته ایم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد فوت پدر شهید

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل

تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی

خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من

شعر در مورد فوت پدر ترکی

پدرم دیده به سویت نگران است هنوز

غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو

نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد فوت پدر دوست

دلتنگ تر از هر شب و هر روز شدم من

بی مهر پدر، شمع پر از سوز شدم من

تقدیر مرا بی سر و سامان و سپر کرد

محروم ز دیدار گل روی پدر کرد

سخت است که دیدار رود تا به قیامت

رویاست پدر، آید از این در به سلامت

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد فوت پدر

سالی گذشت و ما همه محزون آن شبیم

کز داغ جانگداز فراقت به سر زدیم

پدر به وسعت بیکران دریای مهر تو

در خون نشسته و در غم شناوریم

شعر در مورد پدر فوت شده

خواهید که مرا سوی نگارم ببرید

پیوسته به زیر این شعارم ببرید

با مهر حسین آمده ام من به جهان

با یاد حسین از این دیارم ببرید

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پدربزرگ فوت شده

از فراقت با غم محنت، هم آغوشم پدر

رفتی و از مرگ جانسوزت سیه پوشم پدر

خنده و مهر و وفا و مهربانی های تو

در جهان هرگز نمی گردد فراموشم پدر

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مرگ پدربزرگ

پدر آن تیشه

که بر خاک تو زد دست اجل,     

تیشه‌ای بود

که شد باعث ویرانی من

شعر کوتاه در مورد فوت پدربزرگ

غم مرگ پدر کوچک غمی نیست.

جگر می سوزدو درد کمی نیست.

پدر زیبا گل باغ وجود است.

که بی او زندگی جز ماتمی نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سالگرد فوت پدربزرگ

آسمان امروز ببار، اینجا گلی پژمرده گشت

از غم داغ رخش، یک محفلی افسرده گشت

آسمان امروز ببار، ما صد جگر سوزانده ایم

چون پدر از بین ما رفت، قلب ما هم مرده گشت

⇔⇔⇔⇔

شعر ترکی در مورد فوت پدربزرگ

پدر

نیستی که ببینی هنوز فرزندان تو

گاه و بیگاه با یاد شیرین سخنی های تو

ایام میگذرانند…

شعر در مورد پدربزرگ مرگ

پدر سنگ مزارت را

به آه وناله می بوسم

به عشق و زحمت

چندین و چندین ساله می بوسم

منبع : شعر در مورد فوت پدر ، دوبیتی و شعر کوتاه در مورد پدر فوت شده و پدر شهید

(0) نظر

شعر در مورد بشر دوستی ؛ شعر درباره انسان دوستی

پنج شنبه شانزدهم 8 1398

شعر در مورد بشر دوستی

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر در مورد بشر دوستی ، اشعار بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی در سایت پارسی زی. با ما با خواندن این مطلب همراه باشید.

شعر در مورد بشر دوستی و انسان دوستی

هر موجودی در طبیعت “آن‌چنان است که باید باشد”، و تنها انسان است که،

هرگز آن‌چنان که باید باشد، نیست.

آدمی هرچه روح می‌گیرد، و هرچه از آن که “هست” فاصله می‌یابد،

از آن‌که “باید باشد” نیز دورتر می‌شود، و این است که هرکه متعالی‌تر است،

از وحشت ابتذال هراسناک‌تر است،

و از بودن خویش ناخوشنودتر، و این است فرق میان انسان و حیوان

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

با همه چیز درآمیز، و با هیچ چیز آمیخته مشو!

که در انزوا پاک ماندن، نه دشوار است، و نه با ارزش

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

از جمــادی مـــُردم و نـــامی شـدم

وز نمـــا مـردم به حیوان بــــر زدم

 مـــردم از حیـــوانی و آدم شــــدم

پس چـــه ترسم کی ز مردن کم شدم

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

این موجود انسانی چه شگفت مخلوقی است!

گاهی در پستی چنان می شود که هیچ جانور کثیفی به او نمی‌رسد،

و گاه در عظمت تا آنجا اوج می‌گیرد که در خیال نیز نمی‌گنجد

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر در مورد بشر دوستی

باران شدید غصه را باور داشت

افکار غریب و ساده‌ای در سر داشت

چشمان رمق رفته و تارش انگار

احساس شب یتیم بی‌حیدر داشت

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

خوشبینی انسان در تاریخ زاییده

جهلش نسبت به خویش است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دایی ، جان خوب و عزیزم فوت شده + دایی شدن و خواهرزاده

شعر در مورد انسان دوستی

هــر زدن، بهـر نــــوازش را بــُـود

هــــر گـــله از شـکر آگــه می کند

جنـــگ ها می آشتـی آرد درســـت

مـــارگیـر از بهــر یــاری مار جست

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

خیــر کـــن بــا خـلق، بهـر ایزدت

یــا بـــرایِ راحــتجــان خـودت

 تــا هـمــاره دوســت بینی در نظــر

در دلت نـایــد ز کین نـاخوش صور

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعری در مورد انسان دوستی

 حمــلـه دیـگــر بمـــیرم از بشـــر

تا بـــرآرم از ملایـــک بــال و پــر

 وز ملـک هم بــایــدم جستـن ز جو

کُــلُّ شَــیءهـالــک الـــّا وجــهه

بــار دیـگر از مـلـک قــربـان شـوم

آنچـه انــدر وهم ناید آن شــــــوم

 پس عـدم گــردم عـدم چون ارغنون

گـویــــدم کــــانّا إِلَیــه راجــعون

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

اهمیت وفاداری به عهد و پیمان

چون درخت است آدمی و بیخ، عهد

بیـخ را تیــمــار می بایـــد بـه جهد

عهـدفاسد، بیخِ پوســــــــیده بود

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر درباره انسان دوستی

تو نیکی می کــن و در دجلــه انـداز

کــه ایــزد در بیــابــانت دهــد بـاز

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

هیچکس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست!

و کسی فکر نکرد که چرا «ایمان» نیست!!

و زمانی شده است که به غیر از «انسان» هیچ چیز ارزان نیست

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر بشر دوستی

با دگــر کس ســازگاری چون کنــم

 مــــوج لشــگرهایِ احـــوالم ببیـن

هر یـــکی با دیگری در جنگ و کین

 می نــگر در خود چنین جنگ گـران

پس چــه مشغولی به جنگ دیگران؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شیراز ، و عشق و شیرازی ها + نرگس و بهار شهر شیراز

از همان روزی که دستِ حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرتِ هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مُرد

گر چه آدم زنده بود …

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر انسان دوستی

جــنگ هـای خلق، بهر خوبی است

بــرگ بی بــرگی، نشان طوبی است

خشم هــای خلـق، بهـر آشتی است

دام راحــت دایمــاً بـی راحتی است

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر در مورد بشر دوستی

تضاد و کشمکش در عرصه ی روان

هست احـــوالـم خــلاف همـــدگر

هر یــــکی با هـــم مخالـف در اثر

چون کـــه هر دم راه خود را می زنم

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر انسان دوستی

خیــر کـــن بــا خـلق، بهـر ایزدت

یــا بـــرایِ راحــتجــان خـودت

 تــا هـمــاره دوســت بینی در نظــر

در دلت نـایــد ز کین نـاخوش صور

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

در ازل‌ پرتو حُسنت‌ ز تجلّی‌ دم‌ زد

عشق‌ پیدا شد و آتش‌ به‌ همه‌ عالم‌ زد

جلوه‌ای‌ کرد رُخت‌، دید مَلَک‌ عشق‌ نداشت

عینِ آتش‌ شد از این‌ غیرت‌ و بر آدم‌ زد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پرسپولیس ، کوتاه و قهرمان و استقلال + شعر طنز و زیبا پرسپولیس

شعر درباره انسان دوستی

اهمیت وفاداری به عهد و پیمان

چون درخت است آدمی و بیخ، عهد

بیـخ را تیــمــار می بایـــد بـه جهد

عهـدفاسد، بیخِ پوســــــــیده بود

وز شمـار و لــطف، بــبــریده بـُود

شاخ و بـرگ نخل، گر چه ســبز بود

بــا فســاد بیـخ، سبزی نیسـت سود

 ور نــدارد بـرگســبز و بیـخ هست

عـاقبت بیرون کنـد صد برگ، دست تـو

مشو غـرّه به عــلـمش، عهد جو

علم چـون قشرست و عهدش مغزِ او

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

غلام‌ همّت‌ آنم‌ که‌ زیر چرخ‌ کبود

ز هر چه‌ رنگ‌ تعلّق‌ پذیرد آزاد است‌

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر در مورد انسان دوستی

گفت پیـــغمبــر کــه هر که از یقین

دانَـد او پـــــاداش خود در یوم دین

کـه یـکی را ده عــوض می آیــدش

هـر زمان جــــودی دگرگون زایدش

جــود جمــله از عوض‌هـا دیدن است

پـس عـوض دیدن ضد ترسیدن است

پس سخــا از چشم آمد نـه ز دست

دیـد دارد کــار جــز بیـــنا نَــرَست

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

تن‌ آدمی‌ شریفست‌ به‌ جان‌ آدمیّت

نه‌ همین‌ لباس‌ زیباست‌ نشان‌ آدمیّت‌

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر نو انسان دوستی

چنان قحط سالی شد اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق

چنان آسمان بر زمین شد بخیل

که لب تر نکردند زرع و نخیل

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

اگر آدمی‌ به‌ چشم‌ است‌ و دهان‌ و گوش‌ و بینی

چه‌ میان‌ نقش‌ دیوار و میان‌ آدمیّت‌

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر های انسان دوستی

چو بینم که درویش مسکین نخورد

به کام اندرم لقمه زهر است و درد

یکی را به زندان درش دوستان

کجا ماندنش عیش در بوستان؟

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

خور و خواب ‌و خشم‌ و شهوت‌، شَغَبست‌ و جهل‌ و ظلمت‌

حَیَوان‌ خبر ندارد ز جهان‌ آدمیّت‌

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

شعر برای انسان دوستی

خوشحال کن ای شیعه دل مولا را

بردار دوباره کیسه خرما را

باید که دوباره امتحان پس بدهی

دریاب گرسنگان آفریقا را

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

به‌ حقیقت‌ آدمی‌ باش‌ و گرنه‌ مرغ‌ باشد

که‌ همین‌ سخن‌ بگوید به‌ زبان‌ آدمیّت‌

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شب بخیر ، و صبح بخیر گفتن عاشقانه عشقم

شعر در وصف انسان دوستی

چشمش پر و دست‌های او خالی بود

در حسرت یک ثانیه خوشحالی بود

یک جرعه ی آب …آه…یک تکه ی نان

این آرزوی کودک سومالی بود

شعر در مورد بشر دوستی ، شعر در مورد انسان دوستی

مگر آدمی‌ نبودی‌ که‌ اسیرِ دیو ماندی

که‌ فرشته‌ ره‌ ندارد به‌ مکان‌ آدمیّت‌

(0) نظر

کاکائو و کبد چرب ، کاکائو تلخ و شیر کاکائو برای کبد چرب

جمعه دهم 8 1398

کاکائو و کبد چرب

رابطه کاکائو و کبد چرب،خواص مصرف کاکائو وکبد چرب،رابطه کاکائو و کبد چرب،مصرف کاکائو و کبد چرب،مضرات کاکائو و کبدچرب،رابطه کاکائو و کبد چرب چیست؟

کاکائو و کبد چرب , رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب , رابطه کاکائو و کبد چرب , مصرف کاکائو و کبد چرب

در این مطلب از سایت جسارت به رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب می پردازیم.امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.مارک ترسز یکی از محققان دانشگاه امپریال کالج لندن در مصاحبه‌ای با رسانه‌‌های دولتی انگلستان، گفته است که بر اساس تحقیقات انجام شده روی ۲۱ بیمار کبدی، افرادی که از شکلات تلخ استفاده کرده‌اند، بیش از بیماران دیگر موفق به کنترل و تحمل درد شدند. بنابراین نتایج به دستآمده حاکی از این شد که شکلات باعث تسکین درد می‌شود.

کاکائو

برای ساختن شکلات های خوشمزه از کاکائو استفاده می شود.در واقع شاید این موضوع کمی خنده‌دار و غیرقابل باور باشد، اما تا اواخر قرن 17 میلادی، شکلات یا کاکائو (chocolate) ، ماده غذایی گران قیمتی در اروپا بود که فقط ثروتمندان سلطنتی از آن استفاده می‌کردند. گفتنی است که ار آمریکای مرکزی نیز شکلات کالایی لوکس به شمار می آمد و مردم از دانه‌های کاکائویی به جای پول استفاده می‌کردند.جالب است بدانید کهاولین بار کریستف کلمب کاکائو را از آمریکا به اروپا آورد تا به ملکه اسپانیا نشان دهد. در آن زمان از شکلات در انواع نوشیدنی‌ها استفاده می‌شد وبرای گرفتن تلخی آن مقداری شکر به آن اضافه می‌نمودند.بر اساس یک تحقیق مشخص شد که مصرف کاکائوی تلخ برای افراد مبتلا به بیماری‌ های کبدی همانند یک مرهم عمل می ‌کند و می ‌تواند درمانی برای بیماری آن ها باشد. ” مارک ترسز ” یکی از محققان دانشگاه امپریال کالج لندن در مصاحبه ‌ای با رسانه‌ های دولتی انگلستان، عنوان کرد: این تحقیق که بر روی 21 بیمار کبدی انجام شد، این موضوع را مشخص کرد که افرادی که از شکلات تلخ استفاده کرده ‌اند، بیش از بیماران دیگر موفق به کنترل و تحمل درد شدند. بنابراین می تواینم نتیجه بگیریم که کاکائو باعث تسکین درد می شود

کاکائو و کبد چرب

کبد دومین عضو بزرگ در بدن انسان است و مسئول به اصطلاح رد کردن تمام مواد غذایی و نوشیدنی مصرف شده از صافی است که این بدان معناست که کبد فاکتورهای مضرر مواد غذایی را گرفته و آنها را به صورتی بدون ضرر وارد سیستم های دیگر بدن می کند. کبد به طور طبیعی خود را توسط سلول هایی ترمیم و پاکسازی میکند اما اگر فاکتورهای منفی وارد شده بیار باشند در این کار اختلال رخ می دهد.وجود چربی در کبد هر انسانی طبیعی است اما اگر کبدی دارای 5 تا 10 درصد چربی باشد کبد چرب نامیده می شود.کبد چرب یک موقعیت مخرب را در بدن ایجاد می کند و بدتر اینکه هیچ علامت هشدار دهنده ای در ابتلا ندارد.

علائم و نشانه های کبد چرب چیست؟

-خستگی و بی حالی

-کاهش وزن و اشتها

-تهوع

-ضعف عمومی

-درد در مرکز و یا سمت راست بخش بالای شکم

کاکائو و کبد چرب , رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب , رابطه کاکائو و کبد چرب , مصرف کاکائو و کبد چرب

مصرف کاکائو و کبد چرب

کاکائو یا شکلات تلخ ذخایری از غنی‌ترین منابع فلاونوییدها در میان خوراکی‌های رایج است.یک کیلوگرم از این نوع شکلات ۱۰۰۰ کیلوکالری انرژی دارد و علاوه بر این دارای کربوهیدرات (قند)، چربی، پروتئین و مواد معدنی دیگر است.این خوراکی همچنین حاوی مواد شیمیایی تئوبرومین و متیل گزانتین است که سبب احساس صدای خش خش آن زیر دندان می‌شود.ماده دیگر موجود در شکلات تلخ فنیل‌اتامین است که روی مغز تاثیر گذاشته و همانند آدرنالین عمل می‌کند و احساس شادی و نشاط را به مصرف‌کنندهالقا می‌کند.شکلات‌های تلخ درصد کاکائوی بیشتری دارند. به عبارت دیگر، شکلات تلخ از‌ ترکیب پودر کاکائو و کره کاکائو با نسبت‌های مختلف تهیه می‌شود و این در حالی است که به شکلات‌های شیرین مقداری شکر و  انواع دیگریاز روغن‌ها اضافه می‌‌شود. بنابراین شکلات‌های تلخ به دلیل بالاتر بودن درصد کاکائو آنتی‌اکسیدان‌ بیشتری دارد و از آنجا که بسته به درصد کاکائو، یا بدون شکرند و یا شکر کمی دارند، انتخاب بهتری برای بیماران دیابتی محسوبمی‌شوند و نسبت به شکلات‌های شیرین ارجح‌اند.

کاکائوها هرچقدر تلخ‌تر باشند، طبیعی‌تر همهستند و خواص و آنتی‌اکسیدان‌های بیشتری هم دارند.اما این را هم در نظر بگیرید که کاکائوهایی که از ترکیبات اولیه دانه کاکائو تهیه می‌شوند، در صورتی هم که کمی شکر به آنها افزوده شود، بازهم خاصیت دارند و  ما نمی‌گوییم که شما باید کاکائوی صددرصد تلخ بخورید تا از خواص آن بهره‌مند شوید.

رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب

بر اساس یک تحقیق مشخص شد که مصرف کاکائوی تلخ برای افراد مبتلا به بیماری‌ های کبدی همانند یک مرهم عمل می ‌کند و می‌تواند درمانی برای بیماری آن ها باشد.” مارک ترسز ” یکی از محققان دانشگاه امپریال کالج لندن در مصاحبه ‌ای با رسانه‌ های دولتی انگلستان، عنوان کرد:این تحقیق که بر روی 21 بیمار کبدی انجام شد، این موضوع را مشخص کرد که افرادی که از شکلات تلخ استفاده کرده ‌اند، بیش از بیماران دیگر موفق به کنترل و تحمل درد شدند.همچنین مصرف شکلات تلخ می ‌تواند از افزایش فشار خون پس از مصرف غذا که باعث بروز ناراحتی ‌های کبدی در افراد مستعد می‌ شود، بکاهد.به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، بر اساس این تحقیق مشخص شد که آنتی اکسیدان موسوم به فلاوانول در شکلات سیاه و تلخ عامل اصلی در کاهش فشار خون و دردهای مزمن کبدی است و باعث سُست شدن عضلات بدن به هنگام احساسدردهای کبدی می‌ شود.در گزارش این خبرگزاری همچنین آمده است که وجود ارتباط  مستقیم میان مصرف این شکلات و درمان بیماری‌ های کبدی باعث شده تا برخی از پزشکان این ماده را برای بیماران خود و در کنار داروها تجویز کنند.به گزارش ایسنا، بیماری‌ های کبدی که به ” سیروز ” کبدی معروف هستند، بنا به دلایل مختلف نظیر مصرف بیش از حد الکل و یا عفونت هپاتیتی بروز می ‌کنند که در صورت ادامه یافتن بیماری، امکان مرگ فرد با متلاشی شدن کبد وجود دارد.

کاکائو و کبد چرب , رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب , رابطه کاکائو و کبد چرب , مصرف کاکائو و کبد چرب

شکلات تلخ غنی از کاکائو ممکن است در آیندهبرای کمک به بیماران مبتلا به سیروز کبدی تجویز شد چرا که آخرین پژوهش‌ها نشان داده است که شکلات ممکن است بالقوه برای این بیماران مفید باشد.

خواص مصرف کاکائو و کبد چرب

اینکه شکلات تلخ می‌تواند سطح چربی‌های نامناسب خون را پایین بیاورد و حتی قند خون را کنترل کند یا  برای بیماری‌های قلبی عروقی مفید باشد، مورد تایید همه متخصصان تغذیه است اما ازآنجایی که تغذیه علم تعادل است، ما حداکثر مصرف روزی 30 تا 40 گرم شکلات تلخ را به افراد توصیه می‌کنیم و نه 100 گرم!

کاکائو و کبد چرب

-حدوداً 50 درصد از دانه های کاکائو از چربی تشکیل شده است که بیشتر شامل دو اسید چرب اشباع شده موسوم به اسید پالمیتیک4 و اسید استئارییک5 و  یک اسید اشباع نشده مونو موسوم به اسید اُلیک6 می باشد. چربی کاکائو به خودی خود باعث افزایش کلسترول خون نمی شود.اما وقتی به کاکائو شیر یا دیگر چربیها اضافه شود، این چربی اضافی ممکناست اثر منفی بر سطح کلسترول خون داشته باشد.قسمت عمده این چربی در پروسه خشک کردن و آسیاب کردن دانه های کاکائو، گرفته می شود. پودر کاکائو بین 10%تا حداکثر 25% چربی دارد.-دانه های کاکائو دارای مقدار زیادی کربوهیدرات می باشند. بیشتر این کربوهیدرات به صورت نشاسته، فیبر محلول و غیر محلول است. تنها بخش اندکی از این کربوهیدرات به صورت قند ساده است، لذا در حین ساخت شکلات شکر به کاکائو اضافه می شود.- دانه های کاکائو دارای مقدار زیادی پلی فنول می باشند که دارای خواص آنتی اکسیدان است و برای سلامتی مفید می باشد.-دانه های کاکائو دارای مقدار بسیار کمی، به مراتب کمتر از قهوه و چای، کافئین هستند.

طبق تحقیقی که در دانشکده تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده، معلوم شده بیمارانی که دچار بیماری‌های قلبی وعروقی یا چربی خون بالا هستند،اگر روزانه یک مقدار مشخص از شکلات تلخی با مارک معتبر را به صورت منظم مصرف کنند، تا حدودی چربی و قند خونشان کنترل می‌شود.بنابراین تحقیقات مختلف داخلی و خارجی نشان می‌دهند که مصرف به اندازه شکلات‌های تلخ می‌توانند به خاطر ترکیبات آنتی‌اکسیدانی فراوانی که دارند در پیشگیری و بعضی وقت‌ها بهبود بیماری‌هایی مانند ناراحتی‌های قلبی یا چربی خون بالا مفید باشند.

کاکائو و کبد چرب , رابطه مصرف کاکائو و کبد چرب , رابطه کاکائو و کبد چرب , مصرف کاکائو و کبد چرب

خواص کاکائو تلخ

کاکائو درختی است از تیره پنیرکیان که ارتفاعش بین ۴ تا ۱۰ متراست و برگهایش ساده و متقابل و گلهایش منظم و کوچک وقرمز رنگ که در همه فصول وجود دارد.میوه‌های این گیاه را پس از چیدن انبارمی‌کنند تا بپوسد و پس از آن دانه‌ها را جمع‌آوری می‌کنند و به مصرف می‌رسانند که از آن پودر کاکائو تهیه می‌شود.دانه این گیاه تقویت کننده قلباست و به علاوه محتوی مقدار زیادی ازنه و چربی است.درخت کاکائو در منطقه حائل بین عرض جغرافیائی ۱۰ تا ۲۰ درجه در شمال و جنوب خط استوا می روید. گاه به این منطقه کمربند کاکائویی نیز گفته می شود.درخت کاکائو اغلب زیر سایه درختان بزرگتر رشد می کند. میوه های درخت کاکائو حدوداً ۳۰ سانتی متر طول دارند.رنگ میوه ممکن است زرد مایل به قهوه ای یا ارغوانی باشد.هر میوه بین ۲۰ تا ۴۰ دانه دارد که داخل یک بافت گوشتی صورتی ترش و شیرین کنار هم قرار می گیرند.امروزه در بسیار از نقاط دنیا درخت کاکائو کشت داده می شود،اما عمده ترین تولیدکنندگان کاکائو در جهان ساحل عاج، غنا، اندونزی، نیجریه، برزیل، کامرون، اکوادور،ایران،ترکیه،روسیه،افغانستان، جمهوری دومنیکن و پاپوآ گینه نو هستند.

نکاتی در مورد کاکائو و کبد چرب

مارک ترسز که از محققان دانشگاه امپریال کالج لندن است در آزمایش نشان داد که کسانی که کبد چرب داشته لند و شکلات تلخ مصرف کرده اند روند درمانی شان بهتر بوده است و موفق به کنترل و تحمل درد شده اند ، بنابراین کاکائو در درمان کبد چرب موثر است.

منبع : رابطه کاکائو و کبد چرب

(0) نظر

بیماری کرون ، و کولیت پنهان در کودکان و بارداری

دوشنبه بیست و نهم 7 1398

بیماری کرون

بیماری کرون ، بیماری کرون چیست ، بیماری کرون و کولیت اولسراتیو ، بیماری کرون تناسلی

در این مطلب از سایت پارسی زی می خواهیم در مورد بیماری کرون ، و کولیت پنهان در کودکان و بارداری صحبت کنیم.امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.

آشنایی با بیماری کرون

بیماری مزمن کرون یکی از بیماریهای التهابی رودهاست که باعث التهاب سطح روده می شود و در موارد پیشرفته تر نیز می تواند لایه های عمیق روده را درگیر کند. علت دقیق این بیماری مشخص نشده است.

این بیماری ممکن است در هر سنی شروع شود ، اما سن شروع بین ۱۰تا ۳۰ سال است. بیماری روده کرون می تواند بر هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا مقعد تأثیر بگذارد.

این بیماری می تواند بر هر بخشی از دستگاه گوارش تأثیر بگذارد و می تواند باعث التهاب کل ضخامت روده شود و بنابراین ممکن است باعث ایجاد آبسه ها (کیسه تجمع چرک) ، فیستول ها (مسیرهای غیر طبیعی روده و روده و سایر قسمت های بدن) شود. . ) یا تنگی در روده. ضایعات و صدمات التهابی بخشی از دیواره روده را تشکیل می دهد و التهاب در امتداد دیواره مداوم نیست بلکه لکه دار است.

بیماری کرون همچنین به اسهال منطقه ای معروف است که در درجه اول باعث درد شکم ، اسهال ، استفراغ و کاهش وزن می شود. اما می تواند عوارض جانبی دستگاه گوارش مانند بثورات جلدی ، ورم مفاصل ، التهاب چشم ، خستگی و عدم تمرکز ایجاد کند.

علائم و نشانه های بیماری

علائم و نشانه های این بیماری شامل اسهال مزمن ، کاهش وزن و درد شکم است. این بیماری می تواند با آبسه ، فیستول ، تنگی و انسداد روده همراه باشد و گاهی ممکن است به تشخیص سرولوژی و کولونوسکوپی نیاز باشد.

این بیماری می تواند همراه با خونریزی با مدفوع یا جدا از مدفوع یا لکه های خون روی مدفوع باشد. علائم دیگر می تواند شامل بی اشتهایی ، نفخ ، دفع ناقص و حرکات مکرر روده باشد.

این بیماری می تواند روی سایر اعضای بدن و همچنین معده و روده نیز تأثیر بگذارد. کبد چرب و تورم چشم و ورم مفاصل یا عضلات دست یا پا از این دست است. نازک یا پوکی استخوان می تواند نتیجه این بیماری باشد.

همچنین می تواند بر روی پوست ، خون و غدد درون ریز تأثیر بگذارد. پانکراتیت نیز در مواردی گزارش شده است.

کم خونی همولیتیک خود ایمنی ، که در آن سیستم ایمنی به گلبول های قرمز خون حمله می کند ، شایع تر است و می تواند باعث خستگی ، رنگ آمیزی و سایر علائم شایع در کم خونی شود.

این بیماری مزمن است که قسمت های مختلف دستگاه گوارش ، از دهان تا مقعد را مبتلا می کند. و باعث ایجاد فیبروز می شود.

علائم بیماری کرونمی تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد. آنها معمولاً به آهستگی و به تدریجتوسعه می یابند ، اما گاهی اوقات بدون هشدار ناگهان ظاهر می شوند. هنگامی که این بیماری فعال است ، علائم و علائم ممکن است وجود داشته باشد ، از جمله:

اسهال

تب

خستگی بیش از حد

درد شکم و گرفتگی شکم

خون در مدفوع

زخم های دهان

کاهش اشتها

کاهش وزن

درد مزمن شکم

افراد مبتلا به بیماری شدید کرون ممکن است علائم زیر را داشته باشند:

التهاب پوست ، چشم ، مفاصل ، کبد یا مجاری صفراوی.

بیماری کرون بخش بزرگی از دستگاه گوارش را تحت تأثیر قرار می دهد ، بنابراین علائم آن طیف گسترده ای را پوشش می دهد. بیماری کرون یکی از بیماریهای مزمن است ، بنابراین علائم آن در ابتدا خفیف بوده و با گذشت زمان بدتر می شود. علائم بیماری عبارتند از:

اسهال مزمن و مداوم

دمای بدن و تب را افزایش می دهد

کم خونی ناشی از خونریزی روده (معمولاً کم خونی همولیتیک خود ایمنی ، که در طی این بیماری به گلبول های قرمز بدن حمله می کند).

خارش پوست

آرتروز

التهاب و بیماری های چشم

زخم ها و آسیب به سطح سطح دهان

خستگی مزمن

راش (دانه هایی مانند جوش ها ، که نوعی بثورات پوستی است).

اریتم ندولار (تشکیل گره های قرمز بر روی گوساله).

تنگی روده یا انسداد روده (در این حالت جریان تدریجی محتوای روده متوقف می شود. این خطرناک است و حتی ممکن است منجر به مرگ شود.)

درد معده

نفخ

خون در مدفوع یا خونریزی هنگام برداشتن مدفوع

کاهش وزن به دلیل بی اشتهایی

برداشتن ناکافی مدفوع ، افزایش حرکات روده و بی اختیاری مدفوع

آبسه ، فیستول مقعد

آرتروز (التهاب مفاصل)

ضایعات پوستی

علل بیماری

علت دقیق بیماری روده کرون مشخص نشده است. اما گفته می شود برخی عوامل می توانند در ایجاد و تشدید بیماری روده نقش داشته باشند. این شامل:

سیستم ایمنی: این بیماری در اثر پاسخ سیستمایمنی بدن به اندام های داخلی ایجاد می شود ، اما تاکنون علت دقیق این پاسخ کاملاً درک نشده است. اما بدیهی است که با افزایش فشار روانی ، این واکنش شدت می یابد.

وراثت: یکی از دلایل بیماری هر شخص به ارث رسیده یا از طریق ژن بیمار منتقل می شود ، اما تحقیقات نشان داده است که بیشتر مبتلایان به این بیماری سابقه خانوادگی ندارند.

سن: شیوع این بیماری ارتباط مستقیمی با سن افراد ندارد ، اما آمار نشان می دهد که بیشتر در افراد جوانتر از ۵ سال مشاهده می شود.

داروهای ضد التهابی و غیر استروئیدی: مصرف این داروها با ایجاد التهاب در روده می تواند باعث التهاب روده شود.

سیگار کشیدن : استعمال دخانیات ممکن است دلیل این بیماری نباشد ، اما مطمئناً در تشدید آن نقش دارد.

علاوه بر این ، برخی مطالعات نشان داده اند که بیماری کرونبا Escherichia coli همراه است (یک باسیل گرم گرم منفی از خانواده Enterobacteriaceae و معمولاً در روده حیوانات خونگرم دیده می شود). اما تحقیقات همچنان ادامه دارد.

التهاب دستگاه گوارش نیز به دلیل معرفی باکتری و مسمومیت غذایی ایجاد می شود و با تشدید بیماری همراه است.

در کجا زندگی می کنید: اگر در یک شهر یا یککشور صنعتی زندگی می کنید ، شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارید. این نشان می دهد که عوامل محیطی از جمله رژیم های غذایی پرچرب و غذاهای تصفیه شده درگیر هستند.

به نظر می رسد افرادی که در بیشتر مناطق آب و هوایی شمالی زندگی می کنند خطر بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارند.

عوارض بیماری کرون

التهاب در مفاصل بدن (مچ دست ، زانو ، آرنج ، مچ پا یا حتی مفصل ستون فقرات)

اختلالات کبدی یا صفراوی (التهاب کبد ، سنگ کیسه صفرا)

آبسه (تجمع چرک) در اطراف یا اطراف روده

فیستول (ایجاد مجرای غیرطبیعی بین بافت روده و سایر نواحی مانند مثانه ، پوست و غیره)

تظاهرات پوستی مانند زخم در گوساله یا برجستگی های قرمز دردناک در جلوی گوساله

مشکلات چشم (مانند ترس از نور ، تاری دید ، سردرد و ملتحمه)

عوارض دیگر مانند سنگ ادرار

کم خونی (کم خونی و فقر آهن در اثر خونریزی روده ایجاد می شود.)

سرطان روده

مشکلات تنفسی

سوء تغذیه

پوکی استخوان

باریک و انسداد روده کوچک یا بزرگ

درمان

درمان های گیاهی و دارویی شامل پیروی از یک سبک زندگی سالم و رژیم غذایی است که می تواند بیماری شما را تا حد زیادی بهبود بخشد.

از استرس و اضطراب خودداری کنید

مصرف فیبر

از غذاهای پرادویه خودداری کنید

ورزش

مصرف مکمل های مولتی ویتامین ، امگا ۳ ، کلسیم و آهن

در مورد داروهای گیاهی برای کرون می توانید موارد زیر را به یاد داشته باشید:

از جمله روغن زیتون در رژیم غذایی

به طور روزانه سیر تازه بخورید

مصرف روزانه یک کاسه است

برگ نعناع خشک دم شده را بنوشید

به مدت یک هفته روغن کندر را با آب و عسل مصرف کنید

درمان جراحی

در صورت عود جدی ، پزشک برای برداشتن بخشی از روده که در بیماری کرون درگیر است ، جراحی را توصیه می کند. اگر شرایط زیر را دارید ، جراحی روده ضروری است.

انسداد روده.

علیرغم داروهای دارویی هیچ تغییری در علائم بیماری ایجاد نمی شود.

فیستول با درمان دارویی بهبود نمی یابد.

تلاش هایی برای درمان بیماری در حال انجام است. درمان با ترکیبات سالیسیلات (سولفاسالازین ، مزالازین و غیره) ، گلوکوکورتیکوئیدها ، سرکوب کننده های سیستم ایمنی (مرکاپتوپورین ، متوترکسات ، سیکلوسپورین و آزاتیوپرین) و آنتی بیوتیک هایی مانند مترونیدازول و سیپروفلوکساسین.

جراحی گاهی اوقات خصوصاً در صورت بروز عوارضی مانند فیستول و انسداد لازم است. استرس و اضطراب می توانند نقش اصلیدر عود داشته باشند.

چای سبز برای بیماری کرون

روش اول:

یک قاشق چایخوری برگهای چای سبز تازه تهیه کنید ، آنها را درون یک آبکش ریخته و کاملاً بشویید و بعد از اینکه آب میوه از بین رفت ، درون یک کاسه بریزید و در آخر یک فنجان آب جوش اضافه کنید.

از درب استفاده کنید و بعد از چند دقیقه که به طور طبیعی کمی خنک شود ، می توانید کمی عسل اضافه کنید و از آن لذت ببرید. شما می توانید ۳ بار در روز از این نوشیدنی استفاده کنید.

روش دوم

یک کیسه چای سبز را درون یک کاسه بگذارید و مقداری آب جوش اضافه کنید.

بگذارید چند دقیقه بماند ، سپس کیسه چای رابرداشته و سپس چند قطره عسل اضافه کنید و خوب هم بزنید ، این نوشیدنی را دو بار در روز بنوشید.

(0) نظر

اردوخوری طرح گل دارای الگوی چرخشی

شنبه بیست و هفتم 7 1398

اردوخوری طرح گل دارای الگوی چرخشی

همه ما دوست داریم وسایل شیک و خاص داشته باشیم.امروز چیزی را به شما معرفی می کنیم که مخصوص اردو و پیک نیک و مسافرت است.

فروشگاه اینترنتی آریانا بهشت با ارائه محصول اردوخوری طرح گل دارای الگوی چرخشی کار شما را آسان کرده است و شما با خرید اینترنتی این محصول از فروشگاه اینترنتی می توانید محصول را درب منزل دریافت و سپس مبلغ را به مامور پست بدهید.

شمابرای حمایت از ما و سهولت کار خودتان می توانید محصول را نقدی خریدی و ده درصد تخفیف خرید نقدی را بگیرید و احیانا اگر محصول موقعی به منزل شما برسدکه منزل نباشید به ادراه پست شهرتان می رود و برگشت نمی خورد.

اردو خوری چرخشی طرح گل یکی از جدیدترین مدل ظروف پذیرایی عرضه شده به بازار می
باشد که در مدل پنج خانه ی دارای الگوی چرخشی تولید و به بازار عرضه
گردیده است. این ظرف پذیرایی دارای شامل پنج ظرف تفکیک شده با طرح گلبرگ می
باشد که درون یک روکش طرح گل پنهان هستند و زمانیکه سوییچ روی ظرف را
میچرخانید گلبرگ ها با الگوی چرخشی منظمی بیرون می آیند.

 

 

ویژگی خاص این اردوخوری که آن را برای مشتری ها جذاب کرده چرخشی بودن ظرف و
پنهان کردن محتوای تنقلات داخل ظرف می باشد.در نگاه اول شما ظرفی فانتزی
طرح گل خواهید دید که با چرخاندن سوییچ روی آن به آرامی تنقلات پنهان شده
بیرون آمده و جلوه ای جالب و جادویی به محصول میدهد.همچنین همانند دربی روی
تنقلات عمل کرده و باعث تازه ماندن مواد غذایی داخل ظرف میشود.

این اردوخوری جالب چرخشی همچنین دارای یک درب قلبی بازشو روی سوییچ چرخان
میباشد که میتوانید با باز کردن آن درون آن خلال دندان نگهداری کنید که پس
از مصرف تنقلات حتما به دردتان میخورد.نکته ی جالب تر اینکه توی همان درب
قلب شیارهایی برای نگهداری گوشی وجود دارد که میتوانید گوشیتان را به حالت
ایستاده برای تماشای فیلم روی آن قرار دهید.شما میتوانید از این ظرف برای
نگهداری زیورآلات و سایر لوازم ریز داخل کشو نیز استفاده کنید.

پنج محفظه ی این اردوخوری جالب مناسب برای قرار دادن چندین نوع مواد خوراکی در
کنار یکدیگر طراحی شده است؛ از این رو شما میتوانید از این ظرف برای
پذیرایی انواع مواد خوراکی در صبحانه و عصرانه استفاده کنید. این اردو خوری
چرخشی پلاستیکی در مخلوط رنگ های صورتی پاستیلی و سبز تیفانی تولید شده
است.بدلیل زیبایی انحصاری این ظروف و دوام و کیفیت مناسب آن شما می توانید
از این ظروف جذاب را برای پذیرایی در هتل ها، رستوران، سلف سرویس ها و …
نیز استفاده کنید

ویژگی های کلی محصول:

  • تولید شده از جنس پلاستیک
  • طرح گل چرخشی
  • شامل پنج محفظه
  • دارای سوییچ روی ظرف برای چرخاندن
  • قابلیت نگهداری گوشی بالای سوییچ
  • تازه ماندن مواد غذایی داخل ظرف
  • طرحی نو و ابتکاری
  • سبک و قابل حمل
  • ساخته شده از بالاترین کیفیت پلاستیک ABS
  • قابل استفاده برای پذیرایی انواع دسر، تنقلات و …
  • مناسب جهت پذیرایی از میهمانان در مجالس و مراسم ها
  • مناسب برای پذیرایی در هتل ها، رستوران و سلف سرویس هه

قیمت این محصول ۹۹۰۰۰ تومان

برای خرید اردوخوری طرح گل دارای الگوی چرخشی از فروشگاه اینترنتی آریانا بهشتمی توانید روی آیکون کلیک نمایید و محصول را خریداری نمایید.ضمنا خرید نقدی ۱۰ درصد تخفیف دارد. برای خرید پیامکی این محصول کافیست شماره ۲۸۹۴۳۶۰۰ را به شماره ۱۰۰۰۴۴۱۰ پیامک دهید تا با شما تماس بگیریم.

قیمت فقـط : ۹۹٫۰۰۰ تـومـان _ قیمت خرید نقدی ۸۹٫۱۰۰ تومان

محصولات مرتبط

جا قاشقی داخل کشوی گردان

ابزار برش مکعبی هندوانه

بطری جادویی ۲ منظوره

(0) نظر

شعر در مورد دوست داشتن ، واقعی یا یک طرفه همسر و فرزند خود

شنبه سیزدهم 7 1398

شعر در مورد دوست داشتن

شعر در مورد دوست داشتن ، شعر در مورد دوست داشتن خود ، شعر در مورد دوست داشتن واقعی ، شعر در مورد دوست داشتن پنهانی

شعر در مورد دوست واقعی و پنهانی ، شعر در مورد دوست داشتن خود و خودم و خدا از مولانا.در این مطلب از سایت پارسی زی اشعاری زیبا در مورد شعر در مورد دوست داشتن را برای شما تهیه نموده ایم.

اشعار دوست داشتن

دوست داشتنت زیبا ترین حس دنیاست…

برای دوست داشتنت نیازی به اجازه ی پدرم نیست…

و نه حتی تایید مادرم…

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

«دوستت دارم» را

من دلاویزترین شعر جهان یافته‌ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،

راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم ـ به خدا ـ

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید

تو هم ای خوب من! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یک‌بار و به ده بار، که صد بار بگو

«دوستم داری» را از من بسیار بپرس

«دوستت دارم» را با من بسیار بگو

شعر زیبا از فریدون مشیری

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دوستت داشتم

دوستت دارم

و دوستت خواهم داشت

از آن دوستت دارم‌ها

که کسی نمیداند

که کسی نمیتواند

که کسی بلد نیست!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

تا شب نشده

خورشید را

لای موهایت می‌گذارم

و عاشق می‌شوم

فردا

برای گفتن

دوستت دارم

دیر است

شعری از جلیل صفربیگی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

من ناگزیرم از دوست داشتن

باد اگر بایستد

مرده است

شعری از مژگان عباسلو

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیاندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دیگه نمى خوام به چیزایى که ندارم

 فکر کنم

مثل نداشتن تو

مى خوام

به چیزایى که هنوز دارم فکر کنم

مثل دوست داشتن تو

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

خبرت هست که

بی روی تو آرامم نیست

طاقت بار فراق

این همه ایامم نیست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

سکوت می کنم و عشق در دلم جاری است

که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست

ببخش اگر نفسم سرد و زرد و زنگاری است

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

بوسیدمش

دیگر هراس نداشتم

جهان پایان یابد

من از جهان سهمم را گرفته بودم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

مثل درختی که

به سوی آفتاب قد می‌کشد

همه وجودم دستی شده است

و همه دستم خواهشی:

خواهشِ تو

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دوست داشتنت

به روییدن ستاره بر سنگ می ماند،

به چیدن انگور از مزارع ماه،

همان قدر دور،

همان گونه بی فرجام!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

هیچکدام شبیه تو نیستند ‏

دلتنگت که می‌شوم ‏

چشم هایم را می‌بندم ‏

باران را تجسّم می‌کنم ‏

تو زلال مهربانی ‏

مهربان زلالی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

خورشید را لای موهایت می‌گذارم

و عاشق می‌شوم

فردا برای گفتن دوستت دارم

دیر است

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

بهترین جای دنیاست

آغوش چشمانت

آن جا که دلم

رؤیا به پا می کند

در حصار لب هایت

بهشتی به پهنای

از بوسه تا عشق !

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

نه طبق ِ مُد دوستت دارم

نه به حکم سنت!

همه چیز بنا بر فطرت است

“خوب ها”

دوست داشتنی اند…

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی

آنچ از غم هجران تو بر جان من است

شعر در مورد دوست داشتن پنهانی

قبل از آنی که بیایی

چه کویری بودم

زندگی با تو

چه گلدان قشنگی ست گلم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

سر تمام قرارها می‌کاشتی ام

یادت هست؟

می خواهم تلافی کنم!

به خانه ام که بیایی

در تمام گلدان ها می‌کارمت

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

جایت خالی

چقدر هوا

برایِ دوست داشتنت

خوب است

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم

برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم

برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل

برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان

تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم

تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.

بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بینم میان گذشته و امروز.

از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم

می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست

تو را برای خاطر سلامت

به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم

تو می‌پنداری که شکی، حال آنکه به جز دلیلی نیستی

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

اثر پل الوار و ترجمه احمد شاملو

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

من از عهد آدم، تو را دوست دارم

از آغاز عالم، تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی

من ای حس مبهم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم

به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

قیصر امین پور

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!

مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!

عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛

پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.

تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.

چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.

جام بلور، تنها یک بار می‌شکند.

می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت؛

اما شکسته‌های جام، آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست.

احتیاط باید کرد.

همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز.

بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند..

نادر ابراهیمی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

امشب از آسمان دیده‌ی تو

روی شعرم ستاره می‌بارد

در زمستان دشت کاغذها

پنجه‌هایم جرقه می‌کارد

شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم

شرمگین از شیار خواهش‌ها

پیکرش را دوباره می‌سوزد

عطش جاودان آتش‌ها

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

شب پر از قطره‌های الماس است

از سیاهی چرا هراسیدن

آنچه از شب به جای می‌ماند

عطر سکرآور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو

کس نیابد دگر نشانه‌ی من

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز

خفته بر بال گرم رویاها

همره روزها سفر گیرم

بگریزم ز مرز دنیاها

دانی از زندگی چه می‌خواهم

من تو باشم.. تو.. پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو.. بار دیگر تو

آنچه در من نهفته دریایی ست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفان

کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می‌خواهم

بروم در میان صحراها

سر بسایم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو می‌خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه به تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

شعر از فروغ فرخزاد

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

صبح است

صبح خیلی زود

و بیدار شده ام

تا دوست داشتنت را

زودتر از روزهای قبل

شروع کنم.

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

برای خیانت هزار راه هست

ولی هیچکدام به اندازه

تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

من برای دوست داشتنت

مدت هاست آماده ام

اما امان از تو!

امان از زن ها

که همیشه دیر حاضر می شوید.

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

رَج به رَج می بافم

خیالت را

می شود بیایی

این دوست داشتن را

دورِ گردنت بیاندازم؟

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دوست داشتنت، 

اندازه ندارد!

پایان ندارد!

گویی بایستی بر ساحل اقیانوس و 

موج های کوچک و بزرگ مکرر را 

بی انتها، بشماری

شعر در مورد دوست داشتن خدا

عشق من

بارها با نفس‌هام

به نقطه نقطه‌ی تنت گفته‌ام:

دوست داشتن تو

گفتنی نیست

تماشایی ست

دست‌هام شاهدند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دهانم

پر از دوست داشتنت بود

دَم نزدم

تا خودت را

زیر درخت زندگی ام برسانی

من

پرنده ای منتظر بودم

که سال های سال

نُت آوازش را

به نوکش گرفت.

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دوست داشتنت را

بغل گرفتم وُ دویدم!

کاشکی آدم‌ها

با دور شدن‌شان

دوست داشتن‌شان را هم می‌بردند…

شعر در مورد دوست داشتن عشق

دوست داشتنت چمدان‌یست

در دستانِ بلاتکلیف ترین مسافر

که راهی اش می کنند

بی آنکه بداند کجا

بداند کِی

نه شماره ی پروازی

نه بلیطِ قطاری

او می ماند و چمدان

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

گاهی دوست داشتن آدم ها درد دارد

دردش این است که کسی

حرف دلت را نمی فهمد

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

نیمه‌ی خالیِ این تخت،

هر شب

خوابِ تو را می‌بیند،

دیر فهمیدم

که تمامِ اتفاق‌های عاشقانه‌ی جهان

فقط رویِ تخت‌خواب‌هایِ

تک نفره می‌افتند!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

تا امروز از تو نوشتم

امشب از عشقت انصراف می دهم

سخت است

دوست داشتن تو

خسته ام

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

به من حق بده

دوست داشتنت تنها راز زندگی ام باشد

من همیشه هرچه را که دوست داشته ام

از دست داده ام!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

در من

دیوانه ای جا مانده

که دست از

دوست داشتنت بر نمی‌دارد!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

«دوستت دارم» را

من دلاویزترین شعر جهان یافته‌ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،

راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم ـ به خدا ـ

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید

تو هم ای خوب من! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یک‌بار و به ده بار، که صد بار بگو

«دوستم داری» را از من بسیار بپرس

«دوستت دارم» را با من بسیار بگو

شعر در مورد دوست داشتن خودم

من از این می ترسم

که دوست داشتن را ؛

مثل مسواک زدن ِ بچه ها

به من و تو تذکر بدهند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شهامت می‌خواهد

دوست داشتن کسی که

هیچ وقت

هیچ زمان

سهم تو نخواهد شد

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دوست داشتن آدم ها را می توان

از توجه آنها فهمید

وگرنه

حرف را که

همه می توانند بزنند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

همیشه ترسیده ام

از اینکه چشم باز کنم و تو نباشی!

در افکارم، مخفی ات می کنم

اسمت را هیچ کجا بر زبان نمی آورم

تا کسی به دوست داشتنت

حسادت نکند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

هیچ گاه

نفهمیده ام

دوست داشتن چرا این همه

غم انگیز است!؟

(0) نظر

شعر در مورد حجاب ، اجباری زن + حجاب و عفاف زنان برای کودکان

جمعه دوازدهم 7 1398

شعر در مورد حجاب

شعر در مورد حجاب , شعر در مورد حجاب اجباری , شعر در مورد حجاب برای کودکان , شعر در مورد حجاب زن

با مجموعه شعر در مورد حجاب اجباری ، اشعاری زیبا در مورد حجاب برای کودکان ، زیباترین شعر در مورد حجاب زن در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار حجاب

گوش کن تا دامنت پُر دُرّ کنم

آگهت از زینت چادر کنم

دختران را سدّ فحشا، چادر است

عزت دنیا و عقبی چادر است

⇔⇔⇔⇔

حفظ چادر، امر حیّ اعظم است

دست رَد بر سینه ی نامحرم است

حفظ چادر تا که گردد پرده دار

می شود هر دختری، کامل عیار

⇔⇔⇔⇔

چادرم سند بندگی و عبودیتم را امضا می کند!

می گویند سیاهی ِ چادرم چشم را میزند!

⇔⇔⇔⇔

بشنو از چادر که در توصیف زن

تار و پودش با تو می گوید سخن

⇔⇔⇔⇔

چادرم باشد مرا معیار ایمان و شرف

همچو مروارید زیبایم درون یک صدف

⇔⇔⇔⇔

چادری هستم و محجبه ام

دختری از تبار عاشورا

مادرم شد کنیز فاطمه و

پدرم شد غلام شیرخدا

⇔⇔⇔⇔

می رفت دختربچه ای همراه اُمَّ ش

درکوچه های شهر، اُمَّ ش گفت ای کاش

این چادر زهرا نیفتد از سر تو

یا فاطمه پشت و پناه دخترم باش

کاش هر روز در این چادر زیبا باشی

در پناه و کنف حضرت زهرا  باشی

کاش حرمت بنهی بر سر مامان عزیز

تا که خوشبختی و عزت به تماشا باشی

⇔⇔⇔⇔

گوش کن تا دامنت پُر دُرّ کنم

آگهت از زینت چادر کنم

⇔⇔⇔⇔

چادر زن تاج سلطانی بود

حافظش از شر شیطانی بود

⇔⇔⇔⇔

آرامشی برپاست اما من یقین دارم که باز

با یک تکان چادرت یکباره طوفان میشود

⇔⇔⇔⇔

بیا گویم برایت داستانی

که تا تأثیر چادر را بدانی

⇔⇔⇔⇔

گلبرگ یاسی نم نم باران ترت کرده است

دست خدا از روی رحمت دخترت کرده است

من یک جوان عاشقم ای دختر مومن

بدجور قلب خسته من باورت کرده است

لبخندهایت بس که معصوم اند فهمیدم

که مادرت از کودکی چادر سرت کرده است

⇔⇔⇔⇔

خط اول تمام جبهه هاست چادرت

راه روشنی به پاست،تا به پاست چادرت

⇔⇔⇔⇔

چادر قشنگ من

واسه من مقدسه

پر و بال می ده به من

کی می‌گه یه قفسه

آسمون مال منه

چادر من، بال من

عطر آزادی داره

رنگ استقلال من

کوچه‌ها وقتی که از

چشم نامحرم پُره

حافظ نجابتم

تو خیابون چادره

گل زیبا گلیه

که داره رنگ و لعاب

دختری قشنگه که

همیشه داره حجاب

شعر در مورد حجاب

بیرون پاکی دارم

درون پاکی دارم

خدا دوستم داره که

روسری سر می‌ذارم

بد حجاب نمی‌شمو

اشتباه نمی‌کنم

چادرم حریممه

من گناه نمی‌کنم

شعر پاکدامنیه

غزل پوشش من

چقدر دیدنیه

با حجاب کوشش من

تو کویر وسوسه

حجابم سایبونه

زیر سایش می‌مونم

تا دلم سبز بمونه

⇔⇔⇔⇔

چادر نه ، تجلی «خدا – پیوندی»ست

تنپوش وقار و عزت و فرمندی‌ست

شکرانه عصمت و زکات حسن است

از بندگی خدا، رضایت‌مندی ست

⇔⇔⇔⇔

رخت ِ زیبای آسمانی را

خواهرم با غروربر سر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت ارزش است باور کن

⇔⇔⇔⇔

چادر از بهر زنان الزامی است

بهر زن بی چادری ناکامی است

⇔⇔⇔⇔

مدعے خواهد مرا بے دین کند با لفظ دوست

چادر من همچو تیر زهرگین،بر چشم اوست

⇔⇔⇔⇔

چادرم بوی عشق میدهد و

میوزد عطر گل ز روسری ام

ولی هرگز ندیده نامحرم

عشوه ی نابجا و دلبری ام

⇔⇔⇔⇔

معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود

گر چه به شخص غایبی در نظری مقابلم

⇔⇔⇔⇔

بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان

کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من

⇔⇔⇔⇔

 بگذر ز حجاب خودپرستی

معشوقه بی حجاب دریاب

⇔⇔⇔⇔

 حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود

⇔⇔⇔⇔

 اگر حجاب کنی از خدا، فرشته شوی

چنین که می کنی از مردمان حجاب اینجا

⇔⇔⇔⇔

 چون حجاب چشم دل شد چشم صورت لاجرم

شمس تبریزی حجاب شمس تبریزی شدست

⇔⇔⇔⇔

دختران را سدّ فحشا، چادر است

عزت دنیا و عقبی چادر است

⇔⇔⇔⇔

چادر زن برهوس غالب شود

عزت زن را زحق طالب شود

⇔⇔⇔⇔

همه‌ی قافیه ها تابع زلفش بودند

چادرش را به سرش کرد غزل ریخت به هم

⇔⇔⇔⇔

خود دفاع دیگر مقدسی ست ،هوشدار

خون بهای لاله های جبهه هاست چادرت

⇔⇔⇔⇔

چادر نه، حریری از بهشت است، آری

آیینه نور و سوره بیداری

فصلی ز فروغ آفتاب زهراست

این چادر روشنی که بر سر داری

⇔⇔⇔⇔

حفظ چادر نهی زشتی می‌کند

دوزخی زن را بهشتی می کند

حفظ چادر قدر زن را قائمه ست

زان که چادر یادگار فاطمه ست

شعر در مورد حجاب زنان

این کلام نَغز از پیغمبر است

حفظ چادر بهر زنها سنگر است

بشنو از من، دست و پا گیرش مخوان

از جوانان است، از پیرش مخوان

⇔⇔⇔⇔

حفظ چادر از برای بانوان

نصِّ قرآن است؛ چون حِصن اَمان

حفظ چادر خطّ و مشی زندگی ست

بی حجابی منشأ آلودگی ست

⇔⇔⇔⇔

نیست چادر بهر ما محدودیت

بلکه باشد بهترین مصونیت

تا شَوی ایمن ز خشم کردگار

چادرت را از سر خود بر مدار

⇔⇔⇔⇔

خواهرم! مریم و زهرا چو شود اُسوه ‌ی تو

نفروشی گُهرِ خویش به هر چشمِ پلید

به خدا پاک ترینی و نیرزد که دَمی

ببَرَد دیوِ سیه از دلِ تو، نورِ سپید

⇔⇔⇔⇔

عفّت و پاکیِ زن کهنه نگردد به زمان

تا ابد چادرِ زینب، خوش و تازه‌ ست و جدید

آنکه گوید به تو بگشای ز سر، بندِ حجاب

بی‌گمان دوخته بر عفّتِ تو چشمِ امید

⇔⇔⇔⇔

تارِ مویی ز تو چون دیده‌ ی دزدان بیند

ابر، گریان شود از حزن و غمِ عرشِ مجید

تو توانی که شبی نیک بخوابی تا صبح

وانگه از عمد، نبندی درِ منزل به کلید؟

⇔⇔⇔⇔

خواهرم! خانه‌ ی تن، منزلتش افزون است

آنکه تن داد به شیطان، به خدا خیر ندید

این همه جُرم و جنایت، همه از شهوتِ ماست

همه از معصیتِ ماست که حق نیست پدید

⇔⇔⇔⇔

ای خوشا آنکه سرِ نفسِ ستمکاره‌ ی خویش

به اطاعت ز خدا، با شَعَف و عشق بُرید

ای خوشا آنکه میانِ هوسِ خویش و خدا

از سرِ خویش گذشت و نَفَسِ یار گُزید

⇔⇔⇔⇔

ای خوشا آنکه به ایّامِ جوانی و خوشی

عقلِ پیریش چو خورشیدِ فلک گشت پدید

ای خوش آن پیر که برگشت به راهِ معبود

چون که بی‌حاصلیِ جلوه‌ گری را فهمید

⇔⇔⇔⇔

حسرتا آنکه دمادم، رهِ ابلیس سپرد

حسرتا آنکه دَمی حرفِ خدا را نشنید

حسرتا آنکه دَمِ مرگ، نگاهش جویان

تا چه کَس بر سر و مویش کفنِ سرد کشید

⇔⇔⇔⇔

خواهرم! حال که زیبایی و قدرت داری

راهِ حق رو! نه در آن دَم که دَمِ مرگ رسید

مطمئن باش که او، حقِّ تو ناحق نکند

اجرِ تقوای زنان نیست کم از اجرِ شهید

⇔⇔⇔⇔

تن داده است چشم حریفان چو خواب را

غافل شدند جمله، عفاف و حجاب را

بی بند و بار زن چو برون آمد از نقاب

از دشمنان گرفت طریق عتاب را

⇔⇔⇔⇔

ای بی حجاب از چه کُنی جلوه دروغ

وا داده‌ای ز دست، حساب و کتاب را

⇔⇔⇔⇔

چادری هستم و محجبه ام

دختری از تبار عاشورا

مادرم شد کنیز فاطمه و

پدرم شد غلام شیرخدا

⇔⇔⇔⇔

دل نبرده ز من مد امروز

دلخوشم بر حجاب دیروزم

در مصاف نگاه آلوده

شکرلله همیشه پیروزم

شعر در مورد حجاب و عفاف

کرده ام حفظ با حجاب خود

حرمت رنگ سرخ خون شهید

از سیاهیِ چادرم گشته

رنگ رخسار من زلال و سپید

⇔⇔⇔⇔

خواهرم زکات جمالت

حجاب است

⇔⇔⇔⇔

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

⇔⇔⇔⇔

بگو برهنه به خاکم کنند

سرا پا برهنه

بدان گونه که عشق را نماز می بریم،

که بی شایبه حجابی

با خاک

عاشقانه

در آمیختن می خواهم.

⇔⇔⇔⇔

مرا سخت ببوس

میانه ی این آغوش های آسان

مرا میان حجاب گیسوانت پنهان کن

مرا بپوش

از چشم های بی پروا

مرا غرق کن

در تلاطم آغوشت …

⇔⇔⇔⇔

زلفکانت خود حجابی بر نگاهت می‌کشد

وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون

⇔⇔⇔⇔

شعر که حجاب ندارد

آرایه نمی‌بندد

شعر که لباس نمی‌پوشد

همیشه می‌خندد

در چشم‌های تو

اوج می‌گیرد

در نگاه من

سرریز می‌کند

قسم به قلم

و آنچه می‌تراود از آن

(0) نظر

شعر در مورد جمعه ، پاییزی + جمعه های انتظار و امام زمان

چهارشنبه دهم 7 1398

شعر در مورد جمعه

شعر در مورد جمعه , شعر در مورد جمعه ها , شعر در مورد جمعه های انتظار , شعر در مورد جمعه پاییزی

با مجموعه شعر در مورد جمعه ، اشعاری زیبا در مورد جمعه های پاییزی ، زیباترین شعر در مورد جمعه های انتظار در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار جمعه

محبوبم از بوسه هایی که ذخیره کرده بودم

از عطر موهایی که استنشاق…

از لمس دست هات، میان دستانم چندتایی بیشتر نمانده!

زمستان سردی پیش روست و من از همیشه پیر و خسته تر…

گاهی صدای سایش استخوان هایم را می شنوم

که توامان با صدای باد بر پنجره دوری ات را سخت تر می کند!

زمستان سردی پیش روست…

و یخبندان عصرهای جمعه گلویم را منقبض تر کرده است

قلبم را و این تخت که روزی به قدر هر دومان جا داشت!

می شنوی؟ صدای مرا می شنوی؟

و این نامه را که سرد و غمگین است خواهی خواند؟!

⇔⇔⇔⇔

تمامِ روزهای هفته سر در گم ام

غروب جمعه که می شود

سر از دل تنگی در می آورم

⇔⇔⇔⇔

سخت نیست

اصلا سخت نیست از روی شانه ام

تاب بخوری روی دستم

توی چشمهایم زل بزنی و

بگویی حواست هست امروز جمعه است؟!

⇔⇔⇔⇔

سخت نیست

بگویم مگر حواس گذاشته ای؟

سخت نیست چنان ببوسمت

که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش!

⇔⇔⇔⇔

سخت نیست…

جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم!

بگویی کجا؟

بگویم قربان عطر تنت!!

⇔⇔⇔⇔

سخت نیست من و تو این طور جان جمعه را بگیریم؛

قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند!

سخت نیست

فقط دستت را به من بده!

راستی…

من رفتم!

شعر در مورد جمعه

با من حرف بزن

من تنها تنهایی هستم

که جز تو

کسی‌ نمی تواند شریک تنهاییم باشد

⇔⇔⇔⇔

ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی

گر نمی‌جستی جنون ما چرا می‌ریختی

ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب

نور رقص انگیز را بر ذره‌ها می‌ریختی

دست بر لب می‌نهی یعنی خمش من تن زدم

خود بگوید جرعه‌ها کان بهر ما می‌ریختی

ریختی خون جنید و گفت اخ هل من مزید

بایزیدی بردمید از هر کجا می‌ریختی

ز اولین جرعه که بر خاک آمد آدم روح یافت

جبرئیلی هست شد چون بر سما می‌ریختی

می‌گزیدی صادقان را تا چو رحمت مست شد

از گزافه بر سزا و ناسزا می‌ریختی

می‌بدادی جان به نان و نان تو را درخورد نی

آب سقا می‌خریدی بر سقا می‌ریختی

همچو موسی کآتشی بنمودیش وآن نور بود

در لباس آتشی نور و ضیا می‌ریختی

روز جمعه کی بود روزی که در جمع توییم

جمع کردی آخر آن را که جدا می‌ریختی

درج بد بیگانه‌ای با آشنا در هر دمم

خون آن بیگانه را بر آشنا می‌ریختی

ای دل آمد دلبری کاندر ملاقات خوشش

همچو گل در برگ ریزان از حیا می‌ریختی

آمد آن ماهی که چون ابر گران در فرقتش

اشک‌ها چون مشک‌ها بهر لقا می‌ریختی

دلبرا دل را ببر در آب حیوان غوطه ده

آب حیوانی کز آن بر انبیا می‌ریختی

انبیا عامی بدندی گر نه از انعام خاص

بر مس هستی ایشان کیمیا می‌ریختی

این دعا را با دعای ناکسان مقرون مکن

کز برای ردشان آب دعا می‌ریختی

کوشش ما را منه پهلوی کوشش‌های عام

کز بقاشان می‌کشیدی در فنا می‌ریختی

شعر از مولانا

⇔⇔⇔⇔

با من حرف بزن

که من تنها صدایی هستم

که بی‌ تو در سکوت خود خیره می‌‌شوم

⇔⇔⇔⇔

با من حرف بزن

که روزگارم نه که نمی گذرد

که تمام دنیای من بی‌ تو جمعه می‌‌گذرد.

⇔⇔⇔⇔

فراموشت کرده ام

و حالا

همه چیز عادی شده

باران که می بارد

پنجره را می بندم

دیگر یادم نیست

غروب جمعه

چه ساعتی بود

پاییز را

تنها از روی تقویم می شناسم

⇔⇔⇔⇔

فراموشت کرده ام 

اما

گاهی دلم برای دلتنگ ِ تو شدن

تنگ می شود

شعر در مورد جمعه پاییزی

صبح جمعه ات به خیر

هر کجا هستی، به یاد من باش

من با تو چای نوشیده ام،

سفرها کرده ام،

از جنگل، از دریا،

از آغوش تو شـــعرها نوشته ام

رو به آسمان آبی پر خاطره

از تو گفته ام، تو را خواسته ام

⇔⇔⇔⇔

آه ای رویای گمشده!

هر کجا هستی صبح جمعه ات به خیر

⇔⇔⇔⇔

اگر اینجا بودی

تقویم رومیزی‌ ام را دور می انداختم

و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود

پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس های تو

و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد

علاقه ی مرا …

⇔⇔⇔⇔

با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است

با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است

نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق

آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می‌کنند

چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است

برق را در خرمن مردم تماشا کرده است

آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است

فکر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را

عشرت امروز بی‌اندیشهٔ فردا خوش است

هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست

بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است

شعر از صائب تبریزی

⇔⇔⇔⇔

دلم

مثل غروب جمعه

همه جا دلگیر است

⇔⇔⇔⇔

دلم گرفته است

مثل پنجره ای که رو به دیوار باز می شود

⇔⇔⇔⇔

دلم گرفته است

و جای خالی دستهایت

بر بندبند بدنم درد می کند

⇔⇔⇔⇔

دلم گرفته است

و عصر جمعه بی حضور تو

به هر هفت روز هفته ام سرایت کرده است!

⇔⇔⇔⇔

غروب جمعه را دوست دارم

به خاطر دلتنگی ات …

که آرام آرام

سرت را

روی شانه ام می گذارد.

⇔⇔⇔⇔

گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را

نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را

چهره خورشید رویان را سپندی لازم است

از شب جمعه است نیل چشم زخم ایام را

عشق عالمسوز می باید دل افسرده را

می پزد خورشید تابان میوه های خام را

نیست ممکن از زبان خوش کسی نقصان کند

چرب نرمی غوطه در شکر دهد بادام را

چون شرر بر جان نمی لرزم ز بیم نیستی

دیده ام در نقطه آغاز خود، انجام را

با ضعیفان پنجه کردن نیست کار اقویا

در قفس دارد نیستان شیر خون آشام را

صبح چون روشن شود، از خواب غفلت سر برآر

تا کفن بر خود نسازی جامه احرام را

شعر از صائب تبریزی

⇔⇔⇔⇔

می شود تنهایی بچگی کرد

تنهایی بزرگ شد

تنهایی زندگی کرد

تنهایی مُرد

ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را

که نمی شود

تنهایی خورد!

شعر در مورد جمعه و انتظار

آن روز

همان روز که آفتاب بالا آمده بود

دفتر مشق ما

هنوز خواب عصر جمعه را می‌دید.

ما از اولِ کتاب و کبوتر

تا ترانه‌ی دلنشین پریا

ری‌را و دریا را دوست می‌داشتیم.

⇔⇔⇔⇔

محبوبم!

من هم دلم نمی خواهد

در ایستگاهی توقف کنم

که تحمل باران را ندارد

⇔⇔⇔⇔

می خواهم سرم را از پنجره صبح بیرون بیاورم

و در تابستان نگاهت

به درختی تکیه دهم

که خانم جان

شب های جمعه

با دو مروارید درشت

که زیاد هم دوستشان نداشت

کنارش می نشست

و آیت الکرسی می خواند.

⇔⇔⇔⇔

گرفت خط تو دلهای بی قراران را

غبار، جامه فتح است خاکساران را

ز خوان عالم بالاست رزق خاموشان

سحاب آب دهد تیغ کوهساران را

لب تو پرده راز مرا تنک کرده است

شراب دشمن جان است رازداران را

همین نه پشت من از بار دل، شکسته شده است

شکست خامی این میوه شاخساران را

چه طرف بست می از صحبت نمک، زنهار

مده به مجلس می راه، هوشیاران را

حضور دایمی از هجر دایمی بترست

ز وصل گل چه تمتع بود هزاران را؟

ز ماجرای خط و زلف یار دانستم

که رفته رفته خورد مور مغز ماران را

گران چو ابر شب جمعه است بر خاطر

وجود محتسب شهر، میگساران را

ازان ز داغ نهان پرده بر نمی دارم

که دست و دل نشود سرد، لاله کاران را

همای عالم توحید، دانه پرور نیست

ز ما دعا برسانید سبحه داران را

گرفته نیست دل صائب از گرفت حسود

محک بلند کند رتبه، خوش عیاران را

شعر از صائب تبریزی

(0) نظر

شعر در مورد ثابت قدمی ، ثبات قدم و پایداری و عزم راسخ

دوشنبه هشتم 7 1398

شعر در مورد ثابت قدمی

شعر در مورد ثابت قدمی , شعر در مورد ثبات قدم , شعر در مورد ثابت قدم بودن , شعر در مورد بااراده بودن

با مجموعه شعر در مورد ثابت قدمی ، اشعاری زیبا در مورد ثبات قدم و اراده ، زیباترین شعر در مورد ثابت قدم بودن در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار ثابت قدمی

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

شعر از حافظ

نظاره آن منظر، صاحب نظری باید

سرگشته این سودا، ثابت قدمی شاید

بر آب زند هر دم، این دیده نمناکم

نقش تو و جز نقشت، در دیده نمی شاید

طریقت شناسان ثابت قدم

به خلوت نشستند چندی به هم

یکی زان میان غیبت آغاز کرد

در ذکر بیچاره ای باز کرد

کسی گفتش ای یار شوریده رنگ

تو هرگز غزا کرده ای در فرنگ؟

بگفت از پس چار دیوار خویش

همه عمر ننهاده ام پای پیش

چنین گفت درویش صادق نفس

ندیدم چنین بخت برگشته کس

که کافر ز پیکارش ایمن نشست

مسلمان ز جور زبانش نرست

شعر در مورد ثابت قدمی

ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود

غزل سرا شدم از دست عشق و دست زنان

بسوخت عشق تو ناموس و شرم و هر چم بود

عفیف و زاهد و ثابت قدم بدم چون کوه

کدام کوه که باد توش چو که نربود

اگر کهم هم از آواز تو صدا دارم

وگر کهم همه در آتش توم که دود

وجود تو چو بدیدم شدم ز شرم عدم

ز عشق این عدم آمد جهان جان به وجود

به هر کجا عدم آید وجود کم گردد

زهی عدم که چو آمد از او وجود افزود

فلک کبود و زمین همچو کور راه نشین

کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود

مثال جان بزرگی نهان به جسم جهان

مثال احمد مرسل میان گبر و جهود

شعر از مولانا

دولت اگر چه در قدم سایه هماست

ثابت قدم چو سایه دیوار عشق نیست

نتوان درود کشت فلک را به ماه نو

صیقل حریف سبزه زنگار عشق نیست

ای دوست، تا نخندی بر پای لغز عاشق

دانی که مست مسکین ثابت قدم نباشد

نزدیک اهل بینش کور است و کور بی شک

عاشق که پیش چشمش رنگین صنم نباشد

ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم

تائبان را به شرابی دو سه در کار کشیم

زاهد خانه‌نشین را به یکی کوزه درد

اوفتان خیزان از خانه به بازار کشیم

هوست هست که صافی دل و صوفی گردی

خیز تا پیش مغان دردی خمار کشیم

هر که را در ره اسلام قدم ثابت نیست

به یکی جرعه میش در صف کفار کشیم

هر که دعوی اناالحق کند و حق گوید

انا گویان خودی را به سر دار کشیم

چند داریم نهان زیر مرقع زنار

وقت نامد که خط اندر خط زنار کشیم

هیچکس را ندهد دنیی و دین دست بهم

هرکه گوید که دهد، خنجر انکار کشیم

گر تو دین می‌طلبی از سر دنیی برخیز

که ز دین بار نیابیم مگر بار کشیم

گر ازین شاخ گل وصل طمع می‌داریم

اندرین راه غم عشق چو عطار کشیم

شعر از عطار

شعر در مورد ثبات قدم

سرو ثابت قدم به پیش قدت

نتواند که پا به هوش نهد

خلق را لعلت از شکر بکشد

خونبها بر شکر فروش نهد

ثابت نباشد آن قدم اندر طریق عشق

کو می کند ز خار مغیلان کرانه ای

گر راستست، هر چه طلب می کنم تویی

وین راه دور نیست بغیر از بهانه ای

دلش با آن گران پاسخ دژم بود

هنوز اندر وفا ثابت قدم بود

همی دانست کان خواری به دل نیست

ز معشوقان دل آزاری به دل نیست

شمع بساط غیرت مپسند داغ خفت

سربازی آنقدر نیست ثابت قدم برون آ

چون اشک چشم حیران بشکن قدم بدامان

تا آبرو نریزی از خانه کم برون آ

در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای

حاجی چه التفات نمودی به خانه‌ای؟

مرغان آن هوا به زمین چون کنند میل؟

تا در میان دام نبینند دانه‌ای

بویی ز وصل اگر به مشامش نمی‌رسید

رغبت به هیچ موی نمی‌کرد شانه‌ای

این کوشش و کشش همه بی‌کار چون بود؟

عاقل چگونه دل بنهد بر فسانه‌ای؟

تا عشق آتشی نزند در درون دل

از راه سینه کی بدر افتد زبانه‌ای؟

محتاج پیک و نامه نباشد مرید را

کانجا کفایتست سر تازیانه‌ای

خیز، ای رفیق خفته، که صوت نشیدخوان

آتش فگند در شتران از ترانه‌ای

ثابت نباشد آن قدم اندر طریق عشق

کو می‌کند ز خار مغیلان کرانه‌ای

شعر از اوحدی

وقتست چو گرداب بسودای خیالت

ثابت قدم ناز کنم گردش سر را

محو تو زآغوش تمنا چه کشاید

رنگیست تحیر گل تصویر نظر را

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

شعر در مورد ثابت قدمی از شاعران بزرگ

ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ

جلوهٔ شوخ تو رعنا قد رعنای تو شوخ

همهٔ اطوار تو دلکش همهٔ اوضاع تو خوش

همهٔ اعضای تو شیرین همهٔ اجزای تو شوخ

سر حیرانی چشمم ز کسی پرس ای گل

کافریدست چنین نرگس شهلای تو شوخ

فتنه در مملکت دل نکند دست دراز

به میان ناید اگز از طرفی پای تو شوخ

جامهٔ ناز به قد دگران شد کوتاه

خلعت حسن چو شد راست به بالای تو شوخ

نیست همتای تو امروز کسی در شوخی

ای همان گوهر یکتای تو همتای تو شوخ

محتشم بود ز ثابت قدمان در ره عشق

بردباری دلش از جا حرکتهای تو شوخ

شعر از محتشم کاشانی

همچو پرگاری از دورنگی حال

یک قدم ثابت و دگر سیار

کیست دنیا؟ زنی استمکاره

چیست در خانه زن غدار

ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد

صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد

هر زنده صاحب دل کز جان خبری دارد

چون از تو خبر یابد پیش خبرت میرد

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد

وگر از پای درافتاد بسر باز آمد

ظاهر آنست کزین پس گهر ارزان گردد

که چو دریا شد و چون کان گهر باز آمد

دلت روشن و وقت مجموع باد

قدم ثابت و پایه مرفوع باد

حیاتت خوش و رفتنت بر صواب

عبادت قبول و دعا مستجاب

نشوی عاشق ثابت قدم ار همچون موی

در قفا تیغ زنندت ز سرم برخیزی

هرگزت دست بوصلم نرسد گر چون خاک

زیر پای آرمت از ره گذرم برخیزی

بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی

عفی‌الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی

شکستی از ستم پیمان چون من نیک‌خواهی را

تکلف هر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی

به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت

چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی

من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن

تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی

تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران

یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی

چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون

ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی

مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را

کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی

شعر از محتشم کاشانی

جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد

بود و وجود ما را باک از عدم نباشد

سلطان وقت خویشیم گرچه زروی ظاهر

لشگر کشان ما را طبل و علم نباشد

مشتی مجردانیم بر فقر دل نهاده

گر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد

در دست و کیسهٔ ما دینار کس نبیند

بر سکهٔ دل ما نقش درم نباشد

جان در مراد یابی در حلقه‌ای که مائیم

رندان بی‌نوا را نیل و بقم نباشد

چون ما به هیچ حالی آزار کس نخواهیم

آزار خاطر ما شرط کرم نباشد

در راه پاکبازان گو لاف فقر کم زن

همچون عبید هر کو ثابت قدم نباشد

عبید زاکانی

(0) نظر
X